سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بارالها ! ... می دانم برترین توشه رهرو به سوی تو، اراده استوار و فروتنی یاری خواهانه است و اینک، قلبم با اراده ای استوار و فروتنی متواضعانه با تو رازگویی می کند . [امام صادق علیه السلام ـ در دعایش هنگام رفتن نزد منصور، خلیفه عبّاسی ـ]
کل بازدیدها:----102480---
بازدید امروز: ----7-----
بازدید دیروز: ----7-----
مدیریت صنعتی

 

نویسنده: زکریا بها
شنبه 86/4/9 ساعت 11:0 عصر

 چگونه می توان تمرکز حواس داشت؟ ( قسمت اول )
همه ما توانایی متمرکز شدن را داریم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو یا مجذوب یک فیلم سینمایی شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهنتان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می شود. در چنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است از یادگیری های منظم ذهنی و مرتب کردن عواملی که یکباره به ذهن ما خطورمی کنند.

پرورش ذهن آشفته

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ کردن و یا مطالعه ، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز به تمرین و ممارست دارد. همانطور که وقتی دارویی را مصرف می کنید ، در بدن بدون کمک شما عمل می کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی کند، در مورد یک موضوع هم همین طور است و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد.

عمل تمرکز، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروع تمرینات ، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا6 هفته که از پرورش ذهن و یادگیری مهارت ها گذشت، متوجه پیشرفت های قابل توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهی درمی یابید که چه سال هایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر داده اید.

برای شروع تمرینات ازاین تکنیک ها استفاده کنید:

1- حواست را جمع کن.

2- روش عنکبوتی.

3- فرصتی برای افکار مزاحم.

سعی کنید از تکنیک هایی که مفید و مؤثر به نظر می رسند، استفاده کنید و حداقل به مدت3 روز آنها را به طور صحیح به کار ببندید. اگر متوجه تغییرات کمی شدید، پیشنهاد می شود تمرینات خود را ادامه دهید، چون در تمرکز ذهن شما مؤثر خواهد بود.همچنین می توانید در محیط اطرافتان نیز تغییراتی بدهید که ممکن است برای شما مفید باشند.

حواست را جمع کن

این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی که حواستان پرت می شود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید که " حواست را جمع کن". این روش کم کم سبب می شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود.

برای مثال، هنگامی که در کلاس هستید و ذهن شما را کنفرانس کلاسی، تکالیفی که دارید، تاریخ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر کرده، به خودتان بگویید:" حواست را جمع کن و به کنفرانس توجه کن". به هر حال تا حدی که ممکن است اجازه ندهید تمرکزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تکرار کنید:" حواست را جمع کن".

هنگامی که افکار مزاحم خود را پیدا کردید، کم کم با تکنیک " حواست را جمع کن" به حال بر می گردید. اگر یک شخص معمولی باشید، ممکن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی که افکار خاصی درذهن شما می ماند، طولانی تر می شود، یا به عبارت دیگر تمرکزتان در مورد موضوعی خاص بالا می رود. بنابر این باید صبور باشید تا شاهد پیشرفت های خود در این زمینه باشید.

روش عنکبوتی

این روش نیز یکی دیگر از تکنیک هایی است که پایه و اساس تمرکز است و به شما کمک می کند تا تمرکز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری کنید.

اگر تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان می خورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار، از خود واکنش نشان داده و می خواهد علت حرکت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تکرار کنید، خواهید دید که عنکبوت ، دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد و متوجه می شود که حشره ای به دام او نیامده است.

این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. وقتی کسی داخل اتاق می شود یا وقتی در با صدای بلند به هم می خورد، نباید به خودتان اجازه دهید که حواستان پرت شود. شما باید تمرکزتان را برای هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید.

مثلاً در یک کنفرانس کلاسی اجازه دهید که دیگران جلوی شما حرکت کنند و سرفه کنند، بدون اینکه به آنها نگاه کنید فقط بین خودتان و کنفرانس، تونل ارتباطی ویژه ای ایجاد کنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. و یا وقتی که با کسی صحبت می کنید، حواستان فقط به او باشد و به صورتش نگاه کنید و از حرف هایی که می زند یادداشت بردارید. بگذارید همه چیز از ذهنتان خارج شود و به هیچ چیز جز او توجه نکنید.

فرصتی برای افکار مزاحم

در طول روز ، زمان ویژه ای را به فکر کردن درباره مسائلی که به ذهن شما خطور می کنند و تمرکزتان را به هم می زنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 30/ 4 تا 5 بعد از ظهر زمانی است که شما می توانید به این افکار بپردازید. هنگامی که این افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد آورید که زمان ویژه ای را برای آنها در نظر گرفته اید و اجازه دهید که از ذهن شما خارج شوند. کسانی که از این روش استفاده کرده اند، توانسته اند 35 درصد از افکار مزاحم را در طول 4 هفته در خود کاهش دهند. این تغییر بزرگی است.

گام های اساسی این روش عبارت اند از:

1- زمان ویژه ای را هر روز به این افکار اختصاص دهید.

2 وقتی افکار مزاحم وارد ذهن شما شدند، بدانید که زمان خاصی را برای فکر کردن به آنها گذاشته اید.

3- با تکنیک" حواست را جمع کن" هم می توانید این افکار را از ذهن خارج کنید .

4- به خودتان اطمینان بدهید که در زمان مخصوصی حتماً به این افکار مزاحم که تمرکز شما را بر هم می زنند، فکر خواهید کرد.

روش های ذهنی دیگر

1- چوب خط زدن برای افکار مزاحم: کارت های کوچکی درست کنید و آنها را به 3 قسمت مساوی تقسیم کنید . یک قسمت را به صبح، یک قسمت را به بعدازظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهید. هربار که تمرکزتان به هم ریخت و حواستان پرت شد، یک خط در قسمت مخصوص به آن بکشید. برای هر روز یک کارت برای خود تهیه کنید.

وقتی به اندازه کافی ماهر شدید خواهید دید که تعداد خط ها روز به روز کاهش می یابد و این واقعاً جالب و هیجان انگیز است.

2- زمان استراحت: استراحت کوتاهی برای خودتان در نظر بگیرید.

هنگامی که استراحت می کنید، اکسیژن بیشتری به مغزتان می رسد. بلند شوید و برای چند دقیقه در اتاق قدم بزنید. وقتی ما برای مدت طولانی می نشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه، به طرف پایین ترین نقطه بدنمان، یعنی پاها کشیده می شود.

ماهیچه های ما همانند یک پمپ عمل می کنند و هنگامی که ما راه می رویم، خون را به طور یکنواخت به سرتاسر بدن ما می رسانند. در نتیجه، اکسیژن بیشتری به مغز می رسد و باعث احساس شادابی و نشاط در بدن می شود.

3- عوض کردن موضوع: بسیاری از دانش آموزان به وسیله تغییردادن موضوع مطالعه، به تمرکز شان کمک می کنند. شما هم می توانید موضوعات متفاوتی را در نظر گرفته و با عوض کردن عنوان درسهایی که باید مطالعه نمایید، آنها را منظم کنید.

4- جایزه و پاداش: هنگامی که کاری را به طور کامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. کار شما ممکن است خیلی کوچک باشد و یا شاید یک مسئولیت بزرگ، که شما باید آن را به پایان برسانید. پاداشی که برای خودتان در نظر می گیرید، ممکن است قدم زدن در اطراف ساختمان، یک لیوان آب و یا خواندن یک مطلب جالب و خنده دار در روزنامه باشد.

برای پروژه های مخصوص ، مانند پروژه پایان ترم یا دوره کردن یک کتاب حجیم، پاداش و جایزه ویژه ای در نظر بگیرید که اگر آنها را انجام دادید برای خودتان مثلاً یک پیتزای مخصو ص بخرید، به سینما بروید و یا بعد ازظهر را تلویزیون تماشا کنید. بعضی از جایزه ها می توانند خیلی بزرگ باشند. از این جوایز برای تکالیف سخت یا پروژه های طولانی استفاده کنید. وقتی کار بزرگی را انجام دادید، از پاداش های معمولی استفاده نکنید.

افزایش فعالیت ها

اگر یک مطلب را سرسری بخوانید، تمرکز شما به راحتی برهم می ریزد. در عوض برای هر قسمت، سرتان را تکان دهید و به دنبال پرسش بگردید. برای این مرحله باید بگویید" چگونه می توانم سطح فعالیتم را در حین مطالعه بالا ببرم؟" سپس مطالعه کنید تا جواب این پرسش را پیدا کنید. این کار ساده را انجام دهید. پرسش هایی که برای هر قسمت طرح می کنید مرکزیتی به افکار شما می دهند و باعث می شوند که روی مطلب مورد مطالعه مسلط شوید. همچنین هنگامی که درس می خوانید می توانید لیستی از پرسش ها را تهیه کنید و برای پیدا کردن جواب پرسش ها، به درس گوش دهید. هر از گاهی، مکان خود را تغییر دهید. در جایی که خیلی سرد است، ننشینید. جا به جا شدن، به حرکت خون در بدن کمک می کند و باعث می شود که اکسیژن بیشتری به مغز شما برسد و شاداب و سرحال باشید.
 چگونه می توان تمرکز حواس داشت؟ ( قسمت دوم )

در قسمت قبل به چند روش ساده که به داشتن تمرکز حواس کمک می کند اشاره کردیم . اینک در ادامه می خوانیم...

عواملی که می توانید کنترل کنید

1- سطح انرژی خود را تعیین کنید: چه زمانی از روز، انرژی شما در سطح بالایی قرار دارد؟ چه زمانی، انرژی شما پایین است؟ مطالعه درس های دشوار به انرژی زیادی نیاز دارد. امروزه بیشتر دانش آموزان مطالعه درسهای سخت را به زمانی که خیلی خسته اند، به تأخیر می اندازند. وقتی شما خسته اید، تمرکز داشتن بسیار مشکل است و درس خواندن دراین مواقع نتیجه معکوس دارد. درسهای مشکل باید زمانی مطالعه شوند که انرژی شما در اوج خود قرار دارد. درسهای آسان تر را می توانید بعد از درسهای مشکل قرار دهید.

2- نور: استفاده از نور کافی درهنگام مطالعه یک عامل اصلی به حساب می آید. برای اینکه چشمانتان خسته نشوند از نور مستقیم و همچنین نور خیلی کم استفاده نکنید.

3- میز و صندلی: هنگام مطالعه ، روی یک صندلی معمولی که خیلی راحت نباشد ، پشت میز بنشینید. روی تختخواب، درس نخوانید . تختخواب برای خوابیدن و استراحت کردن است، نه برای درس خواندن!

4- وضع و حالت بدن: صاف و درست نشستن به تمرکز شما کمک می کند.

5- علامت و نشانه: اصلاً معطل نکنید، همین حالا بلند شوید و برگه ای را روی در بچسبانید و روی آن بنویسید: " من به آرامش نیاز دارم، لطفاً اجازه دهید درس بخوانم یا ، لطفاً آرامشم را برهم نزنید. متمرکز شدن کار دشواری است. با رفتنتان به من کمک کنید." بعضی از اشخاص بی ملاحظه ممکن است نسبت به خواهش های شما بی تفاوت باشند. از آنها بخواهید بعداً بیایند. اگر آنها اتاق را ترک نکردند، تمرین کنید که نسبت به آنها بی توجه باشید.

6- تلفن ها را جواب ندهید: در هنگام مطالعه نسبت به تلفن ها بی تفاوت باشید. بله، ممکن است شما یک تلفن را از دست بدهید، ولی حفظ تمرکز شما مهمتر است. ممکن است از این به بعد این روش درزندگی شما مفید واقع شود.

7- کجا بهتر درس را می فهمید: فکر کنید که کجا تمرکزتان بالاست. اغلب، درس خواندن در جایی که شما زندگی می کنید، دشوار است. بنابراین گوشه ای از یک کتابخانه را که آرام است و دری وجود ندارد که مردم مرتب از آن رفت و آمد داشته باشند و نه پنجره ای دارد که منظره پشت آن باعث حواس پرتی شود را برای خواندن انتخاب کنید. بعضی از دانش آموزان هم در جایی که زندگی می کنند بهتر می توانند درس بخوانند. در هر صورت، مهم خود شمایید.

8- شنیدن موسیقی: اگر هنگام مطالعه نیاز به موسیقی دارید نوعی از آن را انتخاب کنید که ضرب آهنگی نسبتاً یکنواخت داشته باشد. موسیقی های بی قاعده ، به راحتی ذهن را منحرف می کنند. اگر از یک موسیقی یکنواخت استفاده کنید صدایی که در محیط اطرافتان پخش می شود، حواس پرتی شما را به حداقل می رساند. رادیوی شما هم می تواند یک منبع خوب و در عین حال ارزان برای صداهای یکنواخت باشد.

9- زمانی کافی برای انجام دادن کارها: ابتدا تخمین بزنید که برای هر درس چند ساعت درهفته نیاز به مطالعه دارید. سپس یک جدول زمانی شامل تمام کارهایی که باید درطول هفته انجام دهید، تهیه کنید. مثل کلاسها، جلسات، غذاخوردن، لباس شستن و غیره. آنگاه یک زمان ویژه برای درس خواندن در جدول قرار دهید. حالا وقتی درسی را مطالعه می کنید، نگران درس ها و کارهای دیگرتان نیستید. چون می دانید که وقت کافی برای همه آنها دارید.

جدول زمانی خود را طوری طراحی کنید که قابل تغییر باشد مثلاً بتوانید برای درسی که به وقت بیشتری نیاز دارد و مطالعه آن درس در زمان مخصوص انجام نشده تغییر کوچکی را در جدول زمان بندی ایجاد کنید و به مطالعه خود ادامه دهید. خلاصه این که مهارت تمرکز به شما کمک می کند که به خودتان اطمینان داشته باشید چون توانایی این را دارید که هر آنچه را قبلاً خوب به آن توجه کرده اید و روی آن تمرکز داشته اید، به یاد آورید.

 



    نظرات دیگران ( )
نویسنده: زکریا بها
شنبه 86/4/9 ساعت 10:0 عصر

 چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم

برتراند آرتورویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطق‌دان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاری کوتاه با عنوان « چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟»، به روشنی به آسیب شناسی آفات تعصب، جزم و جمود، پیشداوری و …. در باورهای آدمی می پردازد.
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد.

 اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد.
اغلب موضوعات از این ساده تر به بوته ی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید.
یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است.
برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشین آلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثا کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثه ای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد.
نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند. همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونه ای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: زکریا بها
جمعه 86/4/8 ساعت 11:0 عصر

شادابی و احساس مثبت بودن

 


ورزش گروهی و گرفتن دوستان خوب از مهمترین عوامل
احساس مثبت بودن در زندگی

 

احساس فعال بودن و انگیزه داشتن در زندگی با برنامه ریزی شروع می شود، بخصوص اگر اضافه وزن داشته باشید و به علت درگیری های کاری کم تحرک باشید. روشهای مختلفی برای بدست آوردن شادابی و طراوت روحی و همچنین در فرم بودن بدن وجود دارد که در اینجا به یکی از این برنامه ها اشاره می کنیم.

مثبت فکر کنید


ذهنیت شما به تمام ابعاد روحی و جسمی شما اثر میگذارد. از هر آنچه می خورید تا هر برخورد کاری که در محیط اداری انجام می دهید همه به ذهنیت شما مربوط می شود. هر چقدر به زندگی مثبت تر نگاه کنید راه برای دستیابی به اهداف برای شما ساده تر می شود.

 


برنامه داشته باشید


برای خود برنامه داشته باشید بخصوص اگر اضافه وزن دارید. در این برنامه ریزی سعی کنید طریقه زندگی خود را نیز تغییر دهید، تحت این شرایط گرفتن دوستان جدید برای ایجاد تغییر، همواره از مهمتریت عوامل موفقیت می باشد.

خود را آموزش دهید

برای داشتن روح و جسمی سالم باید مهارت های زیادی داشت و رسیدن به وزن متعادل تنها یکی از آنها می باشد. مثلا" چگونه فعالتر بود، چگونه اهداف واقع بینانه انتخاب کرد، چگونه یک رژیم غذایی خوب انتخاب کرد، چگونه بر تمایلات غیر منطقی خود غلبه کرد و ...

بنابراین همانگونه که مشاهده می کنید برای رسیدن به سلامتی و احساس مثبت کردن باید مهارت های بسیاری را در زندگی فرا بگیریم. تنها در اینصورت هست که اعتماد به نفس پیدا خواهیم کرد و در نهایت احساس سلامتی و مثبت بودن را بدست خواهیم آورد.

کنترل سیکل رژیم گرفتن

 میوه و سبزیجات به شادابی شما کمک میکند


اگر اضافه وزن دارید و می  خواهید آنرا کاهش دهید باید بسیار مراقب رژیم خود باشید. تعدد استفاده از روشهای مختلف رژیم لاغری گرفتن و شکست پیاپی در آنها اعتماد به نفس را در شما کاهش داده و عملا" به شما اجازه نخواهد داد تا در هیچ رژیمی موفق باشید. دقت کنید که معمولا" رژیم های لاغری کوتاه مدت - و اغلب دشوار - اثرات کوتاه مدت دارند، بنابراین سعی کنید با انتخاب یک رژیم لاغری بلند مدت در نهایت خود را به وزن ایده آل برسانید.

طبیعت سر منشا انگیزه ها است


تعجب نکنید، حتی اگر دارای وزن و اندام متعادلی هستید ممکن است بی انگیزگی در شما بی داد کند. مصرف غذاهای مناسب یکی از مهمترین پارامترهایی است که به شما کمک می کند تا به زندگی مثبت نگاه کنید. مصرف انواع سبزیجات و میوه ها، گوشت ماهی، تخم مرغ یکی از مهمترین عواملی است که به شما شادابی می بخشد. اما دقت کنید که همواره باید مصرف انواع گوشت قرمز و مرغ خود را کنترل نمایید.

نکته مهم بعدی لذت بردن از خوردن غذا می باشد، سعی کنید مقادیر کوچک غذا را در دهان خود بگذارید و در عوض به مدت بیشتری از مزه آن لذت ببرید.

برای خود اهداف واقع گرایانه انتخاب کنید


از دفتر یادداشت روزانه خود بهره ببرید :

- در آن بنویسید که در ماه آینده هر روز 30 دقیقه پیاده روی می کنم. (ننویسید روزی 3 ساعت ورزش می کنم!)
- اهداف و مواردی که می خواهید در کار و زندگی شخصی به آن برسید را یادداشت کنید و سپس با نگاه کردن به آن نیازمندی های هریک را در کنارشان یادداشت کنید.
- از قانون مورفی استفاده کنید، تمام نامحتمل هایی که ممکن است شما را در نرسیدن به اهداف مایوس کند یادداشت کنید و برای رفع آنها در صورت بروز فکر کنید.
- برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید. مثلا" اگر به هدف اول رسیدم یک
CD موسیقی مورد علاقه ام را خواهم خرید.

مایوس نشوید


آمار و تجربه نشان می دهد بزرگترین اکتشافات و پروژه های دنیا اغلب هنگامی به موفقیت میرسند که مجریان به نا امیدی نزدیک می شوند. اما رمز موفقیت آنها آن است که هرگز کار و تلاش را ترک نمی کنند. پس نا امید نباشید و برای رسیدن به اهداف خود در زندگی و کار تلاش کنید و مطمئن باشد هیچ مسیری نمی تواند تا ابد سر بالایی باشد بالآخره به قله خواهید رسید و از آن به بعد مسیر ساده تری در انتظار شما خواهد بود.

 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: زکریا بها
یکشنبه 86/4/3 ساعت 7:39 عصر

حقایق جنایت سامرا

سید حسین علوى

خبر، بسیار تکان دهنده بود.«حرم شریف امام هادى(ع) و امام حسن عسگرى(ع) هدف توطئه شوم تروریست‏ها قرار گرفت و منفجر شد.»

خبرى کوتاه اما بسیار تکان دهنده و در عین حال تاثرانگیز. تکان دهنده از آن جهت که به راستى باورمان نشده که چگونه هنوز عده‏اى جانى در عالم وجود دارند که چشم دیدن مشتى خشت و گل که غریبانه در کنار جسم نورانى ائمه حق(ع) جمع شده‏اند را نیز ندارند. این جماعت بى‏شک وارثان خبیث حرامیانى چون هارون‏الرشیدند که قبر ارباب مظلوممان، حسین بن على(ع) را «شخم» زد! به خیال آنکه «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم»

 لکن؛ چراغى را که ایزد برفروزد  هرآنکس پف کند ریشش بسوزد!

و تاثرانگیز از آن روى که شیعه را بین که چقدر مظلوم است! پس از هزار و چهارصد سال گذر از جفاى به آل‏الله(ص) هنوز باید مظلومانه شاهد هتک حرمت ایشان باشد.

اما آنچه نگارنده را بر آن داشت تا دست به قلم شود، نه تاثر بود و نه تعجب.

چه اینکه این روزها تاثر و تعجب‏هاى انسان‏هاى وارسته زیاد بوده و قلم همچو منى از بیان این احساسات قاصر است. غرض از نگارش این مقال بررسى علل «حقیقى» تجاوز به حریم عسگریین(ع) بود.

1- در اینجا خوب است مطلب را با طرح چند سوال آغاز کنیم و آن اینکه؛ چرا سامرا؟ چرا کاظمین نه؟ چرا کربلا نه؟ چرا نجف نه؟چرا سامرا؟ چرا دوبار سامرا؟! مگر در این حرم کوچک چه رازى نهفته است که حقد و کینه حرامیان را برانگیخته است؟

 پاسخ به این سوالات را باید در اتفاقات شگرفى جست که در طول 27 سال گذشته رخ داده است. چه کسى فراموش خواهد کرد که به رغم دشمنیهاى دو ابرقدرت شرق و غرب انقلاب اسلامى پیروز شد؟ کیست که فراموش کند، آنگاه که تمام ملت ایران در خواب بودند ارتش آمریکا گرفتار شنهاى صحراى طبس شد؟ چه کسى فراموش خواهد کرد که در طول هشت سال دفاع مقدس تمام هیمنه کفار به یکباره شکست و رزمندگان اسلام باز هم به رغم تمام حیوان صفتى آمریکا و شوروى یک وجب از «کلمةالله هى‏العلیا» کوتاه نیامدند؟ و بالاخره کیست که فراموش کند جماعتى دو هزار نفرى از جنودالله چهارمین لشکر جرار و حیوانى عالم را در جنگ 33 روزه ژوئن و جولاى 2006 در هم شکست و بیرق سرخ حزب‏الله را به عنوان قدرت استراتژیک خاورمیانه برافراشت.

کیست که این بینات تاریخ قرن روح‏الله را فراموش کند؟ جواب روشن است؛ «ما»!آنکه فراموش کرده است که چه نیرویى جبهه قلیل حق را بر خیل کثیر باطل پیروز فرمود، خود مائیم!

والا دشمن بیدار است. دشمن مى‏داند که دست ما به چه منبع نورانى‏اى از قدرت متصل است و ما خود نمى‏دانیم.

2- پس از اشغال عراق توسط ارتش آمریکا و همپیمانانش در بهار 2003 حداقل شانزده بار خبرى از این کشور به اقصى نقاط عالم مخابره شد که اگر کُنه آن را درک مى‏کردیم عبرتش، دنیا و عقباى ما را بس بود. اما آن خبر چه بود؟

«ارتش آمریکا طى چهار سال اشغال عراق 13 عملیات گسترده براى شناسایى و دستگیرى فردى به نام مهدى در استان صلاح‏الدین عراق انجام داده است!»

و مرکز استان صلاح‏الدین کجاست؟ «سامرا»!

حالا کلاهمان را قاضى کنیم و ببینیم؛ ما که هنوز گرفتار خط و خال و ابروى حجت خدا بر عالمیانیم (!) وجودش را بهتر درک کرده‏ایم یا خصم جانى؟!

کلاهمان را قاضى کنیم و ببینیم؛ ما که هنوز به دنبال اثبات سن و سال و ازدواج و تجرد و فرزند داشتن و نداشتن حضرتیم، ماهیت شمس وراء حجاب بودنش را فهمیده‏ایم یا دشمن جرار شیطانى؟!

کلاهمان را قاضى کنیم و ببینیم؛ ما که ساخت شانزده مناره‏ى هر کدام یک میلیارد تومانى و صحنهایى با هزینه‏هاى گزاف و سرسام آور بر فراز جمکران، این تجلى خانه پیغمبران را پیگیرى مى‏کنیم، معناى «و نرید ان من على‏الذین استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» را به حقیقت یافته‏ایم یا گرگان دار فناى انسانى؟!

کلاهمان را قاضى کنیم و ببینیم؛... اصلاً مگر چیزى نهان است که ما توصیه به دیدن آن کنیم؟ آیا به راستى ما مى‏دانیم که چیست «مهدى»؟! آیا به واقع ما مى‏دانیم که حجت خدا بر عالمیان رمز بقاى ما در طول این جنگ بزرگ با علمداران زر و زور و تزویر بوده است؟! آیا ما به این باور رسیده‏ایم که «ملتى که پشتش به الطاف خفیه و جلیه بقیةالله‏الاعظم (روحى و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه) گرم است از تهدید مشتى جانى بین‏المللى چه باک دارد؟» که ذلیلانه نیشمان را تا بناگوش جلوى وزراى خارجه تروئیکاى اروپا -بخوانید عمله‏هاى صهیونیست‏ها- باز نکنیم؟!

آرى، ما را این همه چراغ هدایت بود و باز نفهمیدیم. اما براى دشمن جانى -اما هوشیار- یک اشارت بس بود. آنگاه که پیشانى‏بندهاى «یامهدى(عج) ادرکنى» بر جبین فرزندان روح‏الله (ره) بسته شد، حرامیان دانستند که ماجرا از چه قرار است و از همان زمان عزم خود را جزم کردند تا نورى که در آینده‏اى نه چندان دور مصداق حقیقى «یملاءالارض قسط و عدل کما ملئت ظلم و جورا» است را از ما بگیرند 

صدها عنوان پایان‏نامه با موضوع مهدویت در دانشگاههاى آمریکا، هزاران سایت اینترنتى ضد مهدویت، حمله به کشورهاى اسلامى، تهاجم گسترده به شیعیان در اقصى نقاط عالم، چاپ هزاران عنوان کتاب براى هجو مهدویت، اجیر کردن برخى سیاستمداران واداده در کشورهاى ظلم ستیزى همچون ایران و احمقانه تر از همه تهاجم کور به حرم شریف پدر بزرگوار حجت‏الله البالغه و سرداب مقدس امام عصر(عج) به گمان مضحک اختفاى مهدى موعود(عج) در آن! همه و همه حکایت از پروژه‏اى بزرگ براى محو مهدویت دارد. اما زهى خیال باطل که «والله متم نوره و لوکره‏المشرکون»

و کلام آخر آنکه؛

بدا به حال امتى که امام زمانش را نشناسد که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةجاهلیه»!


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: زکریا بها
سه شنبه 86/3/22 ساعت 2:37 صبح

تا چند سال پیش:

  • هر روز منتظر بودیم، کسی روی کار بیاد که بتونه بهتر و بیشتر با غرب ارتباط برقرار کنه (قیمتش هم واسمون مهم نبود!)

  • تصورمون این بود که "همه چی" یعنی ارتباط هرچه بیشتر با امریکا و انگلیس.

  • رئیس جمهوری، توانا و مدبر بود که می تونست با امتیاز دادن های بی حد و حصر، نظر غرب رو جلب کنه (این جمله توضیح دارد*)

  • اگه مسئولینمون توی کاخ های مجلل زندگی کنند، "کلاسِ کار" ایران بالاتر میرفت.

  • کشوری متمدن و با فرهنگ بود که پیشینه ی خودش رو کنار گذاشته و الگوهای غربی رو سرلوحه ی خویش قرار بده.

  • از خودمون فرار می کردیم و اگه به چت روم های غیر ایرانی می رفتیم، بهمون سفارش میشد که: نگی "ایرانی" هستی هان..!

  • فکر می کردیم که آهنگ زیبا و "های کلاس" یعنی آهنگی که صدای گوش خراش داره، اصلاً معنیش رو نفهمیم و تا بی نهایت بهش ولوم بدیم!

  • فوتبالیسی رو برتر می دونستیم که، مثل فوتبالیستای غربی شکل و شمایل خودش رو درست کنه.

  • و.......

این نکاتی که گفتم تصوراتی بود که از فضای بین خودم و جوونایی که باهاشون ارتباط دارم، برداشت کردم.

 

اما در یک فاصله ی یکی- دو ساله فهمیدیم که :

  • میشه رئیس جمهوری داشت که نتنها در مقابل غرب کوتاه نمیاد و قردادهای ترکمنچای امضاء نمی کنه بلکه از موضع قدرت با تمام ابرقدرت های دنیا صحبت می کنه.

  • میشه همه چی داشت ولی با امریکا ارتباط نداشت.

  • رئیس جمهوری می تونه درد همه ی مردم رو بفهمه که از لحاظ مالی در سطح متوسط جامعه زندگی می کنه و در دارائی هاش،هیچ شائبه ای نیست.

  • میشه به فرهنگ و پیشینه ی ایرانی تکیه کرد و دیگه در مقابل اروپا و امریکا احساس حقارت نکنیم.

  • می تونیم هم به موسیقی اصیل ایرانی (که با گردش خون هارمونی داره) گوش بدیم و هم های کلاس باشیم(این جمله توضیح دارد*)

  • تازه فهمیدیم که اون کسی که باید از فرهنگ دیگری تقلید کنه،ما نیستیم بلکه غربی ها هستند که باید از فرهنگ غنی ایران اسلامی، هرچه بیشتر استفاده کنند....

  • احساس می کنیم که عزت ایران و ایرانی خیلی بیشتر ازون چیزی بود که فکر می کردیم.

  • و..... فهمیدیم که میشه ایرانی موند و به ایرانی بودنمون هم افتخار کرد......

(البته که بدست آوردن این همه آمال، هزینه های گزافی داره... ولی آماده پرداختیم)

:::::::::::

نمی خوام بگم همه ی مشکلاتمون حل شده، نه.... بازهم همون ضعفها توی جامعه نمایان هست اما فکر می کنم واسه "شروع" کارهای خوبی انجام شده.

:::::::::::

آقای احمدی نژاد! دیروز، زمانی که سمفونی ایرانی نواخته میشد، داشتی اشک می ریختی.....

میدونیم.....:

  • میدونیم اون اشک هارو نباید دست کم گرفت.....
  • اینم می دونیم که مدتی هست بخاطر فشار کار زیاد دچار ضعف بدنی شدی و به دورو بریات تأکید می کنی که  کاری از پیش نبردیم و کارهای زیادی روی زمین مونده....

  • میدونیم خیلی تهمت های ناروا رو تحمل کردی ولی فقط لبخند زدی.....

  • میدونیم خیلی خنجرها از پشت خوردی...

  • میدونیم که خیلی از خواب های شیطانی رو که برای این مملکت دیده بودند، به هم ریختی.....

  • میدونیم خون خیلی از دشمنان قسم خورده ی این سرزمین رو تو شیشه کردی......

  • میدونیم دست خیلی از نامردای روزگار رو که تا دیروز بر اریکه ی قدرت تکیه داشتند، با عمل،رو کردی.....

  • میدونیم چشم خودت رو بر حق مردم رو نبستی و بر سینه ی امتیازهای این دنیا دست رد زدی.....

  • میدونیم پسرت می تونست رئیس مترو بشه اما نشد، از مدیران شرکت نفت بشه اما نشد....

  • میدونیم که واسه ضربه زدن به شما و دولتتون از هیچ کاری فروگذار نمی کنند حتی با افزایش قیمت بنزین و سایر اقلام!

  • میدونیم شاید در ظاهر هیچ امتیازی در این دنیا واستون باقی نمونده بجز تهمت های ناروا.....

     

اما شما هم میدونی:

  • میدونی خیلی ها هستند که صدای ناله های شبانه ات را می شنوند.....؟

  • میدونی هنوزم هستند کسانی که گوش هارو نبستن و فقط چشم هارو باز بزارند..... ؟

  • میدونی چشم امید خیلی از مظلومان دنیا شدی.... ؟

  • میدونی شجاعتت مثال زدنی شده.... ؟

  • میدونی خیلی ها هستن که در کیش و مسلک خودشون دعات می کنند..... ؟

  • میدونی خیلی ها از عدالتت شرمنده شدند..... ؟

  • میدونی خیلی می دونند که واسه دل شخص یا گروهی کار نکردی و فقط خدا رو در نظر داشتی.... ؟

  • میدونی خیلی از جوونا با تأسی به تو، از چه مهلکه ها، که جان به در نبردن...... ؟

  • میدونی خیلی ها به اعتقاد راسخ و وجدان کاری شما غبطه می خورند.... ؟

  • و در آخر، میدونی که خیلی از جوونای این دیار، تا آخر خط باهات می مونند...؟

آقای احمدی نژاد!

   احتیاجی نیست که من بهتون بگم پیروزی از آن صابران هست... فقط می خواستم اینارو نوشته باشم که بدونی کسانی هستند که آگاهند، شما هم یه چاهی داری که شبها باید سر توی اون چاه کنی و زار زار گریه ات رو فریاد بزنی......

آقای احمدی نژاد!

همه این سختی ها می گذره و تموم میشه....روزهای خوشی هم در راه هست.....

مرحبا مرد بزرگ...مرحبا.....

راستی آقای احمدی نژاد، من با اجازتون به همه ی دوستام گفتم که "تعلیق هرگز، حتی 1ثانیه"

ممنون که به حرفام گوش دادین

 

دوستای خوبم اینم می گم، شماهم شاهد:

در سالهای دور آینده نام احمدی نژاد در تاریخ ایران به نیکی یاد خواهد شد ولی از یاد نبریم که در این راه سختی های فراوانی متحمل شد.....

از خبرگزاری "رجا نیوز" بابت پیوند زدن به این مطلب ممنونم

 

پی نوشت ها:

*اشاره به تعهد خاتمی به غرب برای محدود کردن برد موشکهای متعارف ایران تا 1300کیلومتر! و یا نامه وزارت خارجه ی وقت ایشان به امریکا که طی آن ایران ملزم به خلع سلاح حزب الله، دست برداشتن از حمایت جهاد فلسطین و...! میشد.

*موسیقی شرقی برخلاف نوع غربی آن با نوع گردش خون انسان هارمونی دارد.

در پی ملاقات های مکرر وزیر فرهنگ احمدی نژاد با اساتید موسیقی اصیل ایرانی(از جمله استاد شجریان)، رضایت ایشان برای پخش آثارشان در رسانه های ایرانی، جلب شده است.

 

 

 

 



    نظرات دیگران ( )
نویسنده: زکریا بها
سه شنبه 86/3/22 ساعت 2:37 صبح


دو سه سال پیش کسی شعارش این بود که «ما می‏توانیم». آن روزها این بیشتر یک ژست انتخاباتی یا یک شعار خوشدست مشابه «زنده باد مخالف من» یا «جامعه مدنی» پنداشته می‏شد. اما اکنون روشن شده است که این حرف بیش از یک شعار بوده است. حالا می‏توانی اگر دقت کنی صرف‏های مختلف فعل توانستن را از هر رهگذری نیز بشنوی. اگر تا چند سال قبل ناراحتی‏های مردم رنگ ناامیدی می‏گرفت اکنون هر کسی خواهان حل مشکلات است. بارها دیده‏ام زمانی که افرادی در اتوبوس‏ها شروع می‏کنند به حرف زدن و اعتراض کردن به یک مشکل خاص، خواستار آن هستند که آن مشکل با یک فشار، با یک تمرکز ملی بطور واقعی و دائمی حل شود. و این چیزی نیست مگر انعکاس شیوه مدیریتی احمدی نژاد بر مردمی که شاهد موفقیت «مدیریت انقلابی» بوده‏اند. روزی بود که احمدی نژاد را مسخره می‏کردند که گویی سطل آسفالت را برداشته دنبال گودال می‏گرده که شبانه هم که شده پرش کنه. امروز پر کردن گودال و زدودن برف ملاک موفقیت مسئولین حوزه‏های مختلف شده. دیگر کسی با آمارهای آنچنانی و برنامه‏ریزی به اصلاح بلند مدت که در واقع پوششی برای پاک کردن صورت مساله و فراموشی بود فریب نمی‏خورد. دولت «ما می‏توانیم» شعار نداده بود. این جمله آنچنان با روحش آمیخته بود که بلافاصله در همه جهات بروز کرد ....


1- بمحض روی کار آمدن دولت نهم وزیر صنایع تبدیل به یک شخصیت مهم شد. طرفهای قراردادهای خارجی سایه تهدید را بالای سر خود حس کردند و با اندکی تشر مجبور شدند در مفاد ظالمانه برخی قراردادها تجدید نظر کنند. این مساله جزء شیرینی‏های اولیه روی کار آمدن دولت مکتبی بود. چرا که درست تا پیش از آن عادت داشتیم که با هزار توجیه قراردادهای شبه استعماری را بپذیریم و مهمترین توجیه امضا کنندگان هم این بود که ما در این دنیای وانفسا قدرتی بیش ازین نداریم. به این شکل خودی‏ها شرنگ شکست را در کاممان می‏ریختند.


2- عملکرد وزارت اطلاعات نمونه‏ای دیگر از مشی مقتدرانه ایران در زمان دولت جدید است. اگر در گذشته دائما شاهد بده بستان برخی عناصر با خارجی‏ها بودیم و هیچ کس گویا قادر نبود نقطه پایانی برای این روابط بگذارد، امروز با اقتدار سرپلهای اطلاعاتی دشمن دستگیر می‏شوند، اعتراف می‏کنند و دستشان از سرنوشت این ملت قطع می‏شود. ما از سرگذشت مشروطه درس آموخته‏ایم و هرگز با مسامحه اجازه نخواهیم داد عوامل دشمن در کشور نفوذ کنند.


3- وجه دیگر اقتدار ایران را باید در عملکرد قوی نیروی انتظامی در روزهای اخیر دید. برای اولین بار این نیرو توانست با عبور از جوسازی رسانه‏ای با پدیده بدحجابی برخورد کند. اگرچه روزنامه‏های دوم خردادی همیشه طرفدار فاسدین بوده اند اما حمایت آبکی‏شان از اشرار و چاقوکشان نیز بجایی نرسید و برای اولین بار در کشور برخورد نسبتا جدی با آنها را شاهد بودیم. نیروی انتظامی اگر چه توفیقات بزرگی در زمینه بهبود رفتار ترافیکی و کاهش تلفات جاده ای داشته است اما هنوز تا اعاده امنیت به کشور راه درازی در پیش دارد.


4- برنامه هسته ای مثال اظهر من الشمس اقتدار ملی است. البته در اینجا می‏خواهم تاکید کنم که بیش از آنکه فناوری هسته‏ای به ایران قدرت بدهد، این در واقع اقتدار ایران بود که این برنامه را از شکست محتومی که در انتظارش بود نجات داد. ما می‏توانیم مقتدر باشیم بدون اینکه فناوری هسته‏ای داشته باشیم (مثل اول انقلاب)، می‏توانیم با داشتن برنامه هسته‏ای زبون غرب باشیم (مثل دولت دوم خرداد). اگر از برنامه هسته ایمان دفاع می‏کنیم نه به این دلیل است که برای حیاتمان به آن وابسته باشیم بلکه مخالف شخصیت خود می دانیم که با تشر بیگانه بخواهیم خواسته‏های او را جامه عمل بپوشیم. ما بهتر می‏دانیم هر کاری غرب از ما بخواهد درست عکس آنرا انجام دهیم. اگر آنها کت شلوار سرمه‏ای می‏پوشند ما سفید می‏پوشیم، اگر آنها با انگشت علامت وی (پیروزی) می‏سازند ما طور دیگری وعده پیروزی می‏دهیم.



    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • مدیریت در اسلام:‏بیست اصل از فرمان حضرت علی (ع) به مالک اشتر در
    اینترنت و بازاریابی
    10 قانون برای موفقیت کسب و کار
    [عناوین آرشیوشده]

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • پیوندهای روزانه

  • فهرست موضوعی یادداشت ها

  • مطالب بایگانی شده

  • لوگوی دوستان من

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •