سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
زینت بخش مرد، دانش و بردباری اوست . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----103146---
بازدید امروز: ----18-----
بازدید دیروز: ----10-----
مدیریت صنعتی

 

نویسنده: زکریا بها
سه شنبه 86/3/22 ساعت 2:37 صبح


دو سه سال پیش کسی شعارش این بود که «ما می‏توانیم». آن روزها این بیشتر یک ژست انتخاباتی یا یک شعار خوشدست مشابه «زنده باد مخالف من» یا «جامعه مدنی» پنداشته می‏شد. اما اکنون روشن شده است که این حرف بیش از یک شعار بوده است. حالا می‏توانی اگر دقت کنی صرف‏های مختلف فعل توانستن را از هر رهگذری نیز بشنوی. اگر تا چند سال قبل ناراحتی‏های مردم رنگ ناامیدی می‏گرفت اکنون هر کسی خواهان حل مشکلات است. بارها دیده‏ام زمانی که افرادی در اتوبوس‏ها شروع می‏کنند به حرف زدن و اعتراض کردن به یک مشکل خاص، خواستار آن هستند که آن مشکل با یک فشار، با یک تمرکز ملی بطور واقعی و دائمی حل شود. و این چیزی نیست مگر انعکاس شیوه مدیریتی احمدی نژاد بر مردمی که شاهد موفقیت «مدیریت انقلابی» بوده‏اند. روزی بود که احمدی نژاد را مسخره می‏کردند که گویی سطل آسفالت را برداشته دنبال گودال می‏گرده که شبانه هم که شده پرش کنه. امروز پر کردن گودال و زدودن برف ملاک موفقیت مسئولین حوزه‏های مختلف شده. دیگر کسی با آمارهای آنچنانی و برنامه‏ریزی به اصلاح بلند مدت که در واقع پوششی برای پاک کردن صورت مساله و فراموشی بود فریب نمی‏خورد. دولت «ما می‏توانیم» شعار نداده بود. این جمله آنچنان با روحش آمیخته بود که بلافاصله در همه جهات بروز کرد ....


1- بمحض روی کار آمدن دولت نهم وزیر صنایع تبدیل به یک شخصیت مهم شد. طرفهای قراردادهای خارجی سایه تهدید را بالای سر خود حس کردند و با اندکی تشر مجبور شدند در مفاد ظالمانه برخی قراردادها تجدید نظر کنند. این مساله جزء شیرینی‏های اولیه روی کار آمدن دولت مکتبی بود. چرا که درست تا پیش از آن عادت داشتیم که با هزار توجیه قراردادهای شبه استعماری را بپذیریم و مهمترین توجیه امضا کنندگان هم این بود که ما در این دنیای وانفسا قدرتی بیش ازین نداریم. به این شکل خودی‏ها شرنگ شکست را در کاممان می‏ریختند.


2- عملکرد وزارت اطلاعات نمونه‏ای دیگر از مشی مقتدرانه ایران در زمان دولت جدید است. اگر در گذشته دائما شاهد بده بستان برخی عناصر با خارجی‏ها بودیم و هیچ کس گویا قادر نبود نقطه پایانی برای این روابط بگذارد، امروز با اقتدار سرپلهای اطلاعاتی دشمن دستگیر می‏شوند، اعتراف می‏کنند و دستشان از سرنوشت این ملت قطع می‏شود. ما از سرگذشت مشروطه درس آموخته‏ایم و هرگز با مسامحه اجازه نخواهیم داد عوامل دشمن در کشور نفوذ کنند.


3- وجه دیگر اقتدار ایران را باید در عملکرد قوی نیروی انتظامی در روزهای اخیر دید. برای اولین بار این نیرو توانست با عبور از جوسازی رسانه‏ای با پدیده بدحجابی برخورد کند. اگرچه روزنامه‏های دوم خردادی همیشه طرفدار فاسدین بوده اند اما حمایت آبکی‏شان از اشرار و چاقوکشان نیز بجایی نرسید و برای اولین بار در کشور برخورد نسبتا جدی با آنها را شاهد بودیم. نیروی انتظامی اگر چه توفیقات بزرگی در زمینه بهبود رفتار ترافیکی و کاهش تلفات جاده ای داشته است اما هنوز تا اعاده امنیت به کشور راه درازی در پیش دارد.


4- برنامه هسته ای مثال اظهر من الشمس اقتدار ملی است. البته در اینجا می‏خواهم تاکید کنم که بیش از آنکه فناوری هسته‏ای به ایران قدرت بدهد، این در واقع اقتدار ایران بود که این برنامه را از شکست محتومی که در انتظارش بود نجات داد. ما می‏توانیم مقتدر باشیم بدون اینکه فناوری هسته‏ای داشته باشیم (مثل اول انقلاب)، می‏توانیم با داشتن برنامه هسته‏ای زبون غرب باشیم (مثل دولت دوم خرداد). اگر از برنامه هسته ایمان دفاع می‏کنیم نه به این دلیل است که برای حیاتمان به آن وابسته باشیم بلکه مخالف شخصیت خود می دانیم که با تشر بیگانه بخواهیم خواسته‏های او را جامه عمل بپوشیم. ما بهتر می‏دانیم هر کاری غرب از ما بخواهد درست عکس آنرا انجام دهیم. اگر آنها کت شلوار سرمه‏ای می‏پوشند ما سفید می‏پوشیم، اگر آنها با انگشت علامت وی (پیروزی) می‏سازند ما طور دیگری وعده پیروزی می‏دهیم.



    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • مدیریت در اسلام:‏بیست اصل از فرمان حضرت علی (ع) به مالک اشتر در
    اینترنت و بازاریابی
    10 قانون برای موفقیت کسب و کار
    [عناوین آرشیوشده]

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • پیوندهای روزانه

  • فهرست موضوعی یادداشت ها

  • مطالب بایگانی شده

  • لوگوی دوستان من

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •